أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
310
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
صفر امية بن الصلت بن عبد اللّه بن ربيعة الطايفى نيز همراه من بود . هرقليوس چون مستحضر شده بود كه ما از اهل مكّه هستيم من و اميّه را هردو يك دفعه به حضور خود احضار نموده و از ما پرسيد كه شما از كدامين قبيله هستيد ؟ آيا به محمد بن عبد اللّه كه ادعاى نبوّت مىند قرابت نسبيّه داريد يا خير ؟ من در جواب گفتم كه ما از قبايل قريش هستيم . محمد الامين عمو زادهء من است نسب ما در درجه خامسه به همديگر متصل مىگردد . هرقليوس پرسيد آيا مسائلى را كه در حق اين ذات هدايت سمات از شما خواهم نمود ، بدون خلاف جواب خواهيد داد ؟ و آيا شما از كسانى هستيد كه او را قبول و تصديق نمودهايد يا خير ؟ در جواب گفتم : ما از كسانى هستيم كه خود او و احكام دينيّه او را جرح و رد مىنماييم ؛ و ليكن در حضور شما مرتكب كذب و دروغ نخواهيم بود ، هر چه سئوال كنيد درست و صحيح جواب خواهيم گفت . چون هرقليوس در اين باب الحاح كرد براى تأكيد صدق مقال خود به آلههء خود قسم ياد نموديم . چون هرقليوس از احكام شريعت غرّاى محمديه استجواب كرد و از ما بدون خلاف جواب اخذ نمود ، از جاى برخاسته و حركت كرد ما هم با او رفتيم . در داخل عمارت او كليساى مزينى بوده است ، درب كليسا را باز نموده به اندرون كليسا وارد شديم . اين كليسا عبارت از يك حجرهء مزيّن ملوكانه بود در وسط آن در بالاى يك كرسى مرصّع يك صنم اعظم گذاشته شده و به پوشهاى زربفت پوشيده شده بود . هرقليوس پرده را از روى آن صنم برداشته و از ما پرسيد كه اين صورت از كيست ؟ گفتيم : نمىدانيم و اينچنين صورتى تاكنون نديدهايم . پادشاه مشار اليه گفت : اين صورت پيكر حضرت ابو البشر است . پس از آن ما را به اطاقهاى جداگانه برد و در هريك از آنها واحدا بعد واحد يك تصوير مجسّم ارائه نمود و از ما مىپرسيد كه آيا اينها به كسى كه در بلدهء شما ادعاى نبوت مىكند مشابهت دارد يا خير ؟ كافه اين تصاوير صور انبيا بوده ، هريك از آنها به